خرید بک لینک
یکشنبه س و چند روزیه که روزامو ساعتامو همه رو گم کردم . دلم میخواد برگردم به عقب و جای دیگه ای باشم نمیدونم شایدم برم خیلی جلوتر تا بازم جای دیگه ای باشم. همه چیز برام متفاوت شده و نمیدونم چرا این اتفاق افتاده . مث یه حس جدید و متفاوت یا حسی مث اینکه میگه من خسته ام . خسته از خیلی چیزا و منتظر خیلی چیزای جدیدتر ...

واقعا کوچکترین دغدغه ای برای آینده ندارم اینکه چی میشه و کی چی میگه و کی چیکار میکنه . مگه اصلا جز حال دل خودم چیز دیگه ای هم مهمه؟!!! نه به فکر خرید عیدم نه مهمه که مسافرت بریم امسال نه درس مهمه نه بچه نه زندگی ...

این بی تفاوتی رو دوس دارم . فک نکردن به خرج خونه و اینکه چندمه رو دوس دارم فک نکردن به اینکه چی میگن پشتم که چرا بچه دار نمیشه رو دوس دارم . نچرخیدن تو انرژیای منفی رو دوس دارم . آره کاش این حال خیلی قبل میومد سراغم . چون همه این خنده های گاه و بیگاه و زندگی بی دغدغه برام آرزو بوده و خبر نداشتم. کارای روتین روزمره یادم میره و داره یواش یواش خودم یادم میاد .

باید شکل خیلی چیزا رو توی زندگی یهویی تغییر داد . خدارو شکر که حالم این روزا خوبه ...

برچسب: نویسنده: آرتین حسینیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:10

صفحه بندی