شوشو رو که میبینم پر از امیدواری میشم وقتایی هم که اون میره توخودش که دیگه واویلا . قراره اتفاقای بزرگی برامون بیفتن که فکر کردن بهشون خوشحالم میکنه. ولی حتما دیدین وقتایی که سرشار از حس مثبت هستین هم یه عده ادم احمق حالتونو میگیرن
بیخیال همشون ...
الان سر کارم تقریبا گرسنمه و هراز گاهی به فکر اون ماکارونی خوشمزه روی گاز میفتمو دوس دارم زودتر تموم بشه وبرم خونه .
کارایی هم دارم که روی صفحه بازن و حس انجام ذادنشون نمیاد ...خدا به داد. امیدوارم دیگه امروز ارباب رجوع نیاد و همه چیز ختم به خیربشه
برچسب:
نویسنده: آرتین حسینیان